دینی - اهل بیت - سیاسی - اجتماعی
 

چهل حدیث از امام علی (ع) 

حديث 1 :
امام علي (ع) : [1] امام عليه السلام فرمود :[2]در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش نه پشتی که سوار شوند و نه پستانی که بدوشند
1 - قال [ع ] : کن فی الفتنه کابن اللبون لا ظهر فيرک و لا ضرع فيحلب
نهج البلاغه
حديث 2 :
امام علي (ع) : [3] هر کس طمع در درون داشته باشد خود را حقير کرده . [4] و کسیکه ناراحتيهايش را فاش کند به ذلت خويش راضی شده . و کسیکه زبانش را بر خود امير کند شخصيت خود را پايمال کرده است .
2 - و قال [ع ] : ازری بنفسه من استشعر الطمع ، و رضی بالذل من کشف عن ضره ، و هانت عليه نفسه من امر عليها لسانه
نهج البلاغه
حديث 3 :
امام علي (ع) : [5] بخل ننک است و ترس نقصان [6] و فقر شخص زيرک را ازبيان دليلش گنگ مي سازد . و شخصی که فقير است در شهرش غريب است .
3 - وقال [ع ] : البخل عار ، و الجبن منقصه ، و الفقر يخرس الفطن عن حجته ، و المقل غريب فی بلدته
نهج البلاغه
حديث 4 :
امام علي (ع) : [7] ناتوانی آفت است . و شکيبائی شجاعت .و زهد ثروت [8] و تقوی سپر و بهترين همنشين رضايت و خشنودی است .
4 - و قال [ع ] : العجز آفه ، و الصبر شجاعه ، و الزهد ثروه ، و الورع جنه ، و نعم القرين الرضی
نهج البلاغه
حديث 5 :
امام علي (ع) : [9] علم ميراث گرانبهائی است و آداب لباس فاخر و زينتي است و فکر آئينه ای است صاف .
5 - و قال [ع ] : العلم وراثه کريمه ، و الاداب حلل مجدده ، و الفکرمرآه صافيه
نهج البلاغه
حديث 6 :
امام علي (ع) : [10]سينه شخص عاقل صندوق اسرار اوست [11] و خوشروئی دام محبت است و تحمل ناراحتي ها قبر عيوب است . [1] و نقل شده که در اين باره نيز چنين فرموده است : سؤال و پرسش وسيله پوشاندن عيبها است . [2] و آن کس که از خود راضی باشد خشمگين بر او زياد خواهد بود .
6 - و قال [ع ] : صدر العاقل صندوق سره ، و البشاشه حباله الموده والاحتمال قبر العيوب وروی انه قال فی العباره عن هذا المعنی ايضا المساله خباء العيوب ، و من رضی عن نفسه کثر الساخط عليه
نهج البلاغه
حديث 7 :
امام علي (ع) : [3] صدقه و کمک به نيازمندان داروی مؤثری است . و اعمال بندگان در اين دنيا نصب العين آنها در آخرت خواهد بود .
7 - و قال [ع ] : الصدقه دواء منجح ، و اعمال العباد فی عاجلهم ، نصب اعينهم فی آجالهم
نهج البلاغه
حديث 8 :
امام علي (ع) : [4]تعجب کنيد از اين انسان که با يک قطعه پی مي بيند [5] با قطعه گوشتی سخن مي گويد . و با استخوانی مي شنود و از شکافی نفس مي کشد [و اين کارهای بزرگ و حياتیرا با اين وسائل کوچک انجام مي دهد] .
8 - و قال [ع ] : اعجبوا لهذا الانسان ينظر بشحم ، و يتکلم بلحم ، و يسمع بعظم ، و يتنفس من خرم
نهج البلاغه
حديث 9 :
امام علي (ع) : [6] هنگامی که دنيا به کسی رو کند نيکيهای غير او را به او عاريت مي دهد [7] و هنگامی که دنيا به کسی پشت کند نيکيها و افتخاراتش را از او سلب مي نمايد .
9 - وقال [ع ] : اذا اقبلت الدنيا علی احد اعارته محاسن غيره ، و اذاادبرت عنه سلبته محاسن نفسه
نهج البلاغه
حديث 10 :
امام علي (ع) : [8] با مردم آنچنان معاشرت کنيد که اگر بميريد بر مرگ شما اشک ريزند و اگر زنده بمانيد به شما عشق ورزند
10 - و قال [ع ] : خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا عليکم ، و ان عشتم حنوا اليکم
نهج البلاغه
حديث 11 :
امام علي (ع) : [9] هنگامیکه بر دشمنت پيروز شدی عفو را شکرانه اين پيروزی قرار ده
11 - و قال [ع ] : اذا قدرت عدوک فاجعل العفو عنه شکرا للقدره عليه
نهج البلاغه
حديث 12 :
امام علي (ع) : [10] عاجزترين مردم کسی است که از به دست آوردن دوست عاجز بماند [11] و از او عاجزتر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد
12 - و قال [ع ] : اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان ، و اعجز منه من ضيع من ظفر به منهم
نهج البلاغه
حديث 13 :
امام علي (ع) : [12]هنگامیکه مقدمات نعمتها به شما مي رسد [13] دنباله آن را به واسطه کمی شکر گزاری از خود دور نسازيد .
13 - و قال [ع ] : اذا وصلت اليکم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاهابقله الشکر
نهج البلاغه
حديث 14 :
امام علي (ع) : [1] کسیکه نزديکانش او را رها سازند آنها که دورند او را مي برند;
14- و قال [ع ] : من ضيعه الاقرب اتيح له الابعد
نهج البلاغه
حديث 15 :
امام علي (ع) : [2] هر شخص گرفتاری را نمي توان سرزنش کرد [ چه بسا بي تقصير باشد ]
15 - و قال [ع ] : ما کل مفتون يعاتب
نهج البلاغه
حديث 16 :
امام علي (ع) : [3] امور تسليم تقديرها است تا آنجا که گاه مرگ انسان در تدبير و هوشياری او است
16 - و قال [ع ] : تذل الامور للمقادير ، حتی يکون الحتف فی التدبير
نهج البلاغه
حديث 17 :
امام علي (ع) : [4] از امام درباره اين گفتار پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم سؤال شد که فرموده است : [5] موهای سفيد را تغيير دهيد و خود را شبيه يهود نکنيد امام عليه السلام فرمود : [6] اين سخن را پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم زمانی فرمود که پيروان اسلام کم بودند [7] اما امروز که اسلام توسعه يافته و امنيت حکم فرما است هر کسی مختار است [ که اين کار را بکند يا نکند ]
17 - و سئل [ع ] عن قول الرسول [ص ] [[ غيروا الشيب ، و لا تشبهواباليهود ] ] فقال [ع ] : انما قال [ص ] ذلک و الدين قل ، فاما الان و قد اتسع نطاقه ، و ضرب بجرانه ، فامرؤ و ما اختار
نهج البلاغه
حديث 18 :
امام علي (ع) : [8] درباره کسانیکه از نبردکردن همراه او خودداری کردند فرمود :[9] حق را تنها گذاشتند و باطل را ياری نکردند .
18 - و قال [ع ] فی الذين اعتزلوا القتال معه : خذلوا الحق ، ولم ينصروا الباطل
نهج البلاغه
حديث 19 :
امام علي (ع) : [10] کسیکه در مسير آرزوها بشتابد در مرگ خواهد افتاد .
19 - و قال [ع ] : من جری فی عنان امله عثر باجله
نهج البلاغه
حديث 20 :
امام علي (ع) : [11] از لغزش مردم نيک و با شخصيت چشم پوشی کنيد[12] چرا که هيچيک از آنها لغزش نمي کند مگر اينکه دست خدا به دست اوست و او را بلند مي نمايد
20 - و قال [ع ] : اقيلوا ذوی المروءات عثراتهم ، فما يعثر منهم عاثر الا و يد الله بيده يرفعه
نهج البلاغه

حديث 21 :
امام علي (ع) : [13] ترس با ياس مقرون شده و کم روئی با محروميت [14] و فرصتها مي گذرد همچون عبور ابرها بنابراين فرصتهای نيک را غنيمت بشماريد
21 - و قال [ع ] : قرنت الهيبه بالخيبه ، و الحياء بالحرمان ، والفرصه تمر مر السحاب ، فانتهزوا فرص الخير
نهج البلاغه
حديث 22 :
امام علي (ع) : [1] ما را حقی است که اگر به ما داده شود [ آزاديم ] [2] والا در عقب شتر سوار خواهيم شد [ و همچون اسيران خواهيم بود ] هر چند زمانی طولانی بر اين حال بگذرد . [3] شريف رضیمي گويد : اين از سخنان لطيف و فصيح امام [ ع ] است و معنای آن اين است که اگر حق ما به ما داده نشود همچون افراد خوار و کم ارزش خواهيم بود . و اين بدين جهت است کسیکه در رديف انسان سوار مي شود در قسمت آخر مرکب سوار خواهد بود همچون برده و اسير و امثال آنها .
22 - و قال [ع ] : لنا حق : ، فان اعطيناه ، و الا رکبنا اعجاز الابل ، وان طال السری قال الرضی : و هذا من لطيف الکلام و فصيحه ، و معناه : انا ان لم نعط حقنا کنا اذلاء و ذلک ان الرديف يرکب عجز البعير ، کالعبد و الاسير و من يجری مجراهما
نهج البلاغه
حديث 23 :
امام علي (ع) : [4] کسيکه عملش او را کند سازد . نسبش او را سرعت نخواهد بخشيد .
23 - وقال [ع ] : من ابطا به عمله لم يسرع به نسبه
نهج البلاغه
حديث 24 :
امام علي (ع) : [5] از جمله کفاره های گناهان بزرگ به فرياد مصيبت زدگان رسيدن و تسلي دادن به رنجديدگان است .
24 - وقال [ع ] : من کفارات الذنوب العظام اغاثه الملهوف ، والتنفيس عن المکروب
نهج البلاغه
حديث 25 :
امام علي (ع) : [6] ای فرزند آدم هنگامی که ببينی پروردگارت پیدر پینعمتهايش را بر تو مي فرستد در حاليکه تو معصيت او را مي کنی بترس [ که مجازات سنگينی در انتظار تو است ] .
25 - و قال [ع ] : يابن آدم ، اذا رايت ربک سبحانه يتابع عليک نعمه و انت تعصيه فاحذره
نهج البلاغه
حديث 26 :
امام علي (ع) : [7] کسی چيزی را در دل پنهان نمي کند مگر اينکه در سخنانیکه ازدهان او مي پرد و در چهره و قيافه اش آشکار مي گردد .
26 - و قال [ع ] : ما اضمر احد شيئا الا ظهر فی فلتات لسانه ، وصفحات وجهه
نهج البلاغه
حديث 27 :
امام علي (ع) : [8] با بيماريت راه برو مادامی که با تو راه مي رود . [ تا زمانيکه فشار شديد نياورده بگذار خود بدن بدون نياز طبيب و دارو آنرا دفع کند ]
27 - وقال [ع ] : امش بدائک ما مشی بک
نهج البلاغه
حديث 28 :
امام علي (ع) : [9] برترين زهد مخفی داشتن زهد است .
28 - و قال [ع ] : افضل الزهد اخفاء الزهد
نهج البلاغه
حديث 29 :
امام علي (ع) : [10] هنگامیکه تو عقب مي روی و مرگ به جلو مي آيد چه زود با يکديگر ملاقات خواهيد کرد .
29 - و قال [ع ] : اذا کنت فی ادبار ، و الموت فی اقبال ، فما اسرع الملتقی
نهج البلاغه
حديث 30 :
امام علي (ع) : [11] [ از خدا ] بترس به خدا سوگند آنقدر پرده پوشی کرده که گوئي آمرزيده است .
30 - و قال [ع ] : الحذر الحذر فوالله لقد ستر ، حتی کانه قد غفر
نهج البلاغه
حديث 31 :
امام علي (ع) : [1] درباره ايمان از آنحضرت سؤال شد در پاسخ فرمود : ايمان برچهار پايه استوار است : [2] بر صبر و يقين و عدالت و جهاد .و صبر بر چهار شعبه تقسيم میشود . [3] بر اشتياق ،ترس ،زهد و انتظار : [4] کسی که مشتاق بهشت باشد از شهوات و تمايلات سرکش برکنار مي رود و آن کس که از آتش جهنم بيمناک باشد از محرمات دوریمي گزيند [5] کسيکه در دنيا زاهد باشد مصيبتها را ناچيز مي شمرد . و آن کس که منتظر مرگ باشد برای انجام اعمال نيک سرعت مي گيرد . [6] يقين نيز بر چهار قسمت است : بر بينش در هوشياری و زيرکی[7] رسيدن به دقايق حکمت پندگرفتن از حکمتها و توجه به روش پيشينيان : [8] کسیکه هوشيار و بينا باشد حکمت و دقايق امور برايش روشن مي شود و کسیکه دقايق امور و حکمت برايش روشن شد عبرت فرامي گيرد [9] و کسیکه درس عبرت فراگيرد گويا هميشه با گذشتگان بوده است . [10] عدالت نيز چهار شعبه دارد : دقت در فهم غور در علم [11] و دانش قضاوت صحيح و حلم و بردباری ثابت و پا برجا . بنابراين آن کس که خوب بفهمد به اعماق دانش آگاهی پيدا مي کند [12] و کسیکه به عمق علم برسد سيراب از سرچشمه احکام باز مي گردد . [13] و آن کس که حلم و بردباری داشته باشد در کار خود تفريط و کوتاهی نمي کند و در ميان مردم با آبرومندی و ستودگی زندگی خواهد کرد . جهاد نيز چهار شعبه دارد : [14] امر به معروف ، نهی از منکر صدق و راستی در معرکه نبرد [15] و کينه و دشمنی با فاسقان : آن کسیکه امر به معروف کند پشت مؤمنان را محکم کرده [16] و کسیکه نهیا ز منکر نمايد بينی کافران را بر خاک ماليده هر کس در معرکه نبرد صادقانه بايستد وظيفه اش را انجام داده [17] و آن کسی که فاسقان را دشمن دارد و بخاطر خدا خشم گيرد خداوند بخاطر او خشم و غضب مي کند و او را در روز قيامت خشنود مي سازد . [18] کفر نيز بر چهار پايه قرار دارد : دنبال او هام رفتن به گمان کنجکاوی از اسرار 00 [1] جنگ و ستيز با مردم انحراف از حق و پيروی از هوی و هوس : آن کس که به دنبال اوهام و جستجوی اسرار ديگران برود به حق باز نمي گردد [2] و کسی که در اثر جهل به نزاع و ستيز برخيزد همواره از شناخت حق محروم خواهد ماند و کسیکه از راه حق منحرف شود و به دنبال هوسها برود نيکیدر نزد او بد [3] و بدیدر پيش او خوب جلوه مي کند و گرفتار مستی گمراهی مي گردد [4] و آن کس که به عناد و لجاج پردازد راهها برايش پر از سنگ و ناهموار و کارها بر او سخت و پيچيده مي شوند و در تنگنا قرار مي گيرد . [5] شک نيز بر چهار شعبه است : بر مراء و جدال ترس ترديد [6] و خودباختگی آن کسیکه مجادله و لجاجت در بحث را عادت خويش قرار بدهد هرگز از تاريکی شک به روشنائی يقين گام نمي نهد [7] هر کس از آينده بترسد به قهق را برمي گردد [8] و آن کس که در ترديد و دو دلی باشد و نتواند تصميم بگيرد زير سم شيطانها له خواهد شد [9] و آن کس که در برابر وسائلیکه هلاکت دنيا و آخرت در آن است خود باخته شود در هر دو جهان هلاک خواهد شد . [10] شريف رضی مي گويد : سخن امام [ ع ] هنوز دنباله داشت که ما برای طولاني نشدن و خارج شدن از منظور در اين باب [ که جمع آوری سخنان کوتاه امام است ] از بقيه صرف نظر کرديم .
31 - [1] و سئل عن الايمان ، فقال : الايمان علی اربع دعائهم : [2] علی الصبر ، و اليقين ، و العدل ، و الجهاد و الصبر منها علی اربع شعب : [3] علی الشوق ، و الشفق ، و الزهد ، و الترقب : [4] فمن اشتاق الی الجنه سلا عن الشهوات ، و من اشفق من النار اجتنب المحرمات ، [5] و من زهد فی الدنيا استهان بالمصيبات ، و من ارتقب الموت سارع الی الخيرات [6] و اليقين منها علی اربع شعب : علی تبصره الفطنه ، [7] و تاول الحکمه ، و موعظه العبره ، وسنه الاولين [8] فمن تبصر فی الفطنه تبينت له الحکمه ، و من تبينت له الحکمه عرف العبره ، [9] و من عرف العبره فکانما کان فی الاولين [10] و العدل منها علی اربع شعب : علی غائص الفهم ، و غور العلم [11] و زهره الحکم ، و رساخه الحلم ، فمن فهم علم غور العلم ، [12] و من علم غور العلم صدر عن شرائع الحکم ، [13] و من حلم لم يفرط فی امره و عاش فی الناس حميدا الجهاد منها علی اربع شعب : [14] علی الامر بالمعروف ، و النهی عن النمکر ، و الصدق فی المواطن ، [15] و شنان الفاسقين : فمن امر بالعروف شد ظهور المؤمنين ، [16] و من نهی عن المنکر ارغم انوف الکافرين و من صدق فی المواطن قضی ما عليه ، [17] و من شنی ء الفاسقين و غضب لله ، غضب الله له و ارضاه يوم القيامه [18] و الکفر علی اربع دعائهم : علی التعمق ، [1] و التنازع ، و الزيغ ، و الشقاق : فمن تعمق لم ينب الی الحق ، [2] و من کثر نزاعه بالجهل دام عماه عن الحق ، و من زاغ ساءت عنده الحسنه ، [3] و حسنت عنده السيئه ، و سکر سکر الضلاله ، [4] و من شاق و عرت عليه طرقه ، و اعضل عليه امره ، و ضاق عليه مخرجه [5] و الشک علی اربع شعب : علی التماری ، و الهول ، و التردد ، [6] و الاستسلام : فمن جعل المراء ديدنا ، لم يصبح ليله ، [7] و من هاله ما بين يديه نکص علی عقبيه ، [8] و من تردد فی الريب ، وطئته سنابک الشياطين ، [9] و من استسلم لهلکه الدنيا و الاخره هلک فيهما [10] قال الرضی : و بعد هذا کلام ترکنا ذکره خوف الاطاله و الخروج عن الغرض المقصود فی هذا الباب
نهج البلاغه
حديث 32 :
امام علي (ع) : کسيکه کار نيک انجام مي دهد خودش از آن کار بهتر است وانجام دهنده کار شر از آن کار بدتر است [ چرا که آنچه در دل دارند بيش از آن است که انجام میدهند ] .
32 - و قال [ع ] : فاعل الخير خير منه ، و فاعل الشر شر منه
نهج البلاغه
حديث 33 :
امام علي (ع) : سخاوتمند باش ولی اسراف کننده مباش . در زندگی حسابگر باش ولی سختگير مباش .
33 - و قال [ع ] : کن سمحا و لا تکن مبذرا ، و کن مقدرا و لا تکن مقترا
نهج البلاغه
حديث 34 :
امام علي (ع) : بهترين غنا و بی نيازی ترک آرزوهاست .
34 - و قال [ع ] : اشرف الغنی ترک المنی
نهج البلاغه
حديث 35 :
امام علي (ع) : کسيکه در انجام کارهائی که مردم ناخوش دارند سرعت داشته باشد مردم درباره او آنچه که نمي دانند مي گويند . [ و نسبتهای ناروا به او مي دهند ]
35 - و قال [ع ] : من اسرع الی الناس بما يکرهون ، قالوا فيه بما لايعلمون
نهج البلاغه
حديث 36 :
امام علي (ع) : [1] کسيکه آرزويش طولانی کند عملش را بد خواهد کرد .
36 - و قال [ع ] : من اطال الامل اساء العمل
نهج البلاغه
حديث 37 :
امام علي (ع) : [2] اين سخن را امام عليه السلام هنگامی فرمود که در مسير حرکتش به شام کدخدايان شهر انبار با او ملاقات کردند . و بخاطر امام عليه السلام از مرکب پياده شدند و با سرعت بسوی او شتافتند [ و مراسمی که نشانه ذلت در برابر امراء بود انجام دادند ] امام عليه السلام فرمود 30] اين چه کاری بود که شما کرديد ؟ عرض کردند اين آدابی است که ما اميران خود را با آن بزرگ مي داريم . [4] امام فرمود : به خدا سوگند با اين عمل زمامداران شما بهره مند نمي شوند و شما با اين کار در دنيا مشقت بر خود هموار مي سازيد . [5] و در قيامت بدبخت خواهيد بود . و چه زيان بار است مشقتی که پشت سر آن مجازات الهی باشد . [6] و چه پرسود است آرامشی که با آن امان از عذاب دوزخ باشد .
37 - و قال [ع ] و قد لقيه عند مسيره الی الشام دهاقين الانبار ،فترجلوا له و اشتدوا بين يديه ، فقال : ما هذا الذی صنعتموه ? فقالوا : خلق منا نعظم به امراءنا ، فقال : و الله ما ينتفع بهذا امراؤکم و انکم لتشقون علی انفسکم فی دنياکم ، و تشقون به فی آخرتکم و ما اخسر المشقه وراءها العقاب ، و اربح الدعه معها الامان من النار
نهج البلاغه
حديث 38 :
امام علي (ع) : [7] امام عليه السلام اين سخنان را به فرزندش حسن عليه السلام فرمود :[8] فرزندم چهار چيز و چهار چيز را از من داشته باش که با آن هر کاری بکنی بتو زيان نخواهد رسيد : [9] بالاترين سرمايه ها عقل است . بزرگترين فقر حماقت است . بدترين تنهائي وحشت خودبينی است .[10] و برترين حسب و نسب اخلاق نيک است . [11] فرزندم بر حذر باش از دوستی با احمق که مي خواهد بتو منفعت برساند زيان مي رساند . [12] برحذر باش از دوستی بخيل چرا که بهنگام شديدترين حاجت تو را رها مي سازد . [13] برحذر باش از دوستی با انسان فاجر و فاسق چرا که ترا به چيز کمی مي فروشد . بر حذر باش از دوستی دروغگو [14] چرا که او مثل سراب است دور را در نظر تو نزديک . و نزديک را در نظر تو دور مي سازد
38 - [7] و قال [ع ] لا بنه الحسن : [8] يابنی ، احفظ عنی اربعا ، و اربعا ، و لا يضرک ما عملت معهن : [9] ان اغنی الغنی العقل ، و اکبر الفقر الحمق ،و اوحش الوحشه العجب ، [10] و اکرم الحسب حسن الخلق [11] يا بنی ، اياک و مصادقه الاحمق ، فانه يريد ان ينفعک فيضرک ، [12] و اياک و مصادقه البخيل فانه يقعد عنک احوج ما تکون اليه ، [13] و اياک و مصادقه الفاجر ، فانه يبيعک بالتافه ، و اياک و مصادقه الکذاب ، [14] فانه کالسراب : يقرب عليک البعيد ، و يبعد عليک القريب
نهج البلاغه
حديث 39 :
امام علي (ع) : کارهای مستحب اگر به واجبات زيان رساند موجب قرب خدا نمي شود .
39 - و قال [ع ] : لا قربه بالنوافل اذا اضرت بالفرائض
نهج البلاغه
حديث 40 :
امام علي (ع) : زبان عاقل در پشت قلب او قرار دارد و قلب احمق پشت زبان اواست . شريف رضی مي گويد : اين از مطالب شگفت انگيز و پر ارزش است و منظور اين است که عاقل زبانش را رها نمي سازد در سخن گفتن مگر بعد از مشورت و فکر و سنجش . ولی احمق حرفها و سخنانی که از زبانش مي پرد قبل از مراجعه بفکر و دقت و انديشه است . بنابراين گويا زبان عاقل تابع و پشت قلب او است و قلب احمق تابع زبانش مي باشد .
40 - و قال [ع ] : لسان العاقل وراء قلبه ، و قلب الاحمق وراء لسانه قال الرضی : و هذا من المعانی العجيبه الشريفه ، و المراد به ان العاقل لا يطلق لسانه ، الا بعد مشاوره الرويه و مؤامره الکفره و الاحمق تسبق حذفات لسانه و فلتات کلامه مراجعه فکره ، و مما خضه رايه فکان لسان العاقل تابع لقلبه ، و کان قلب الاحمق تابع للسانه
نهج البلاغه
 
  POWERED BY BLOGFA.COM